چاپ        ارسال به دوست

دکتر سید حسن حسینی

انتخاب همسر خرید خانه نیست که در فضای مجازی صورت گیرد.

امروزه به جرات می توان گفت باید ریشه بسیاری از طلاق های رسمی و عاطفی را در ازدواج های نادرست و سبک های همسرگزینی اشتباه جستجو کرد و شاید همین موضوع باعث شده تا کارشناسان مدام به جوانان امروز توصیه کنند که برای ورود به یک زندگی موفق و پایدار دروازه های شناخت را به روی عواطف و احساسات کورکورانه ببندند و با شناخت درست همسر آینده خود را انتخاب نمایند. دکتر سید حسن حسینی جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز همین دغدغه را دارد و معتقد است که انتخاب همسر مهمترین تصمیم زندگی جوانان است که اگر به درستی انجام نشود مسیر زندگی را با بحران های زیادی مواجه می سازد. آنچه در ادامه می خوانید حاصل مصاحبه محراب نیوز با دکتر حسینی در خصوص "تاثیر سبک همسرگزینی بر تداوم زندگی مشترک"است.


آقای دکتر این روزها شاهد هستیم که تعداد قابل توجهی از طلاق ها در سال های اول زندگی اتفاق می افتد که امر ناخوشایندی است و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این روند ارتباط نزدیکی با شیوه همسرگزینی دارد،‌ نظرتان را در این خصوص بفرمایید و اینکه مهمترین مسایلی که از نگاه شما جوانان امروز در انتخاب همسر باید بدان توجه کنند،‌ چیست؟


ازدواج عقد و قراردادی در حوزه دین و قانون است که میان حداقل دو نفر اتفاق می افتد و به تشکیل یک زندگی زناشویی می انجامد. ازدواج از گذشته در همه دوره های جامعه بشری وجود داشته است و روند ازدواج مثل همه اشکال دیگر نهادها و محیط اجتماعی متحول شده و تغییراتی را به همراه داشته است به عبارت دیگر ما نمی توانیم بگوییم ازدواج هایی که صورت می گیرد، همان روال سابق را دارد.
در گذشته نه چندان دور در شرایط عادی شبکه های خویشاوندی زن و شوهر را انتخاب می کردند و نقش دختران بسیار کم و نقش بستگان و به ویژه زنان خانواده بسیار پر رنگ بود. به مرور زمان نقش خانواده در ازدواج جوانان کمرنگ شد و امروزه در بیشتر موارد دختران و پسران هستند که همسر مورد نظرشان را انتخاب می کنند، در گذشته انتخاب دختران بسیار محدود بود و دختر توسط خانواده پسر انتخاب می شد؛‌ اما اکنون دختران از جایگاه انتخاب شدن به جایگاه انتخاب کردن انتقال پیدا کرده اند و خیلی چیزها تغییر کرده است و اینکه شما می گویید نحوه همسرگزینی تاثیر زیادی در بالا رفتن آمار طلاق دارد را من به شدت قبول دارم که متاثر از چند علت است؛ ببینید امروزه مفهوم بلوغ از بلوغ جسمی و جنسی فراتر رفته است و برای تشكیل زندگی خانوادگی علاوه بر بلوغ جسمی و جنسی، ما نیاز به فهم فرهنگی داریم. به طوری كه دختر و پسری كه می‌خواهند ازدواج كنند باید بتوانند موقعیت خودشان و همسرشان را در جامعه فهم كنند و در واقع به بلوغ اجتماعی رسیده باشند. پس به نظر من از مسائل مهم انتخاب همسر د‌ر نظر گرفتن تناسب اجتماعی د‌و خانواد‌ه است و چقد‌ر خوب است که پسر و د‌ختر د‌ر یک رد‌یف اجتماعی با هم ازد‌واج کنند‌.
به عبارت دیگر اگر بخواهیم زندگی و خانواده ای سالم و ‌پر نشاطی داشته باشیم، باید شروع زندگی و چرایی انتخابمان مشخص باشد. البته ممکن است در انتخاب همسر دقت کافی وجود داشته باشد ولی چون تداوم زندگی از سوی هر دو طرف تعمیق پیدا نمی کند، زندگی زناشویی دچار بحران شده و علیرغم عشق و علاقه ای که در ابتدا داشتند به اختلاف و جدایی بیانجامد.


خانواده ها چه نقشی در تدام این زندگی دارند؟

به اعتقاد من اینکه جوانان با همفکری خانواده ازدواج کنند، امر بسیار خوبی است و طلاق در این ازدواج ها کمتر صورت می گیرد و جوانان به یاد داشته باشند که بحث اختلافات در هر رابطه خانوادگی مهمترین اثرش را در زمان همسرگزینی نشان می دهد. از سوی دیگر خانواده ها هم باید توجه داشته باشند که فردی را برای دختر یا پسر خود انتخاب کنند که با فرزندانشان از نظر فکری و روحی اشتراکاتی داشته باشد و اگر قرار باشد خانواده ها در شکل گیری و تداوم ازدواج نقش داشته باشند، نباید دائماً به دنبال نقاط منفی رفتارهای عروس یا داماد خود باشند؛‌ چراکه وقتی خانواده ها این مسئله را مرتب به پسر یا دختر خود گوشزد کنند، زندگی زناشویی آنها تحت تاثیر این مسائل قرار گرفته و ممکن است اختلافاتی در زندگی زناشویی این دو فرد ایجاد شود.


البته همانطور که شما هم فرمودید در حال حاضر نقش خانواده در انتخاب همسر مثل گذشته پررنگ نیست و جوانان خودشان برای آینده شان تصمیم می گیرند،‌ توصیه شما به این دسته از جوانان چیست به خصوص وقتی که خانواده با این انتخابشان مخالفت می کند؟


خب وقتی جوانان خودشان همسر آینده شان را انتخاب می کنند مسئله با اهمیت تر می شود، دختر و پسری که از ابتدا می دانند با هم از نظر فکری و روحی اختلافاتی دارند، باید به خاطر داشته باشند که این اختلافات دائماً به زندگی آنها لطمه خواهد زد و این موج منفی اثراتش را در زندگی آنها نمایان می سازد. حالا در این بین ممکن است خانواده  با ازدواج فرزندشان به این سبک مخالف باشند در حالی که دختر و پسر موافق اند و می خواهند هرطور شده با هم ازدواج کنند، اینجا بایستی جوانان به گونه ای صحنه سازی کنند که رضایت و توافق والدینشان را کسب کنند تا والدین آنها احساس کنند که در این انتخاب شریک بوده اند.
البته من می خواهم اینجا به چند نکته در خصوص تداوم در رابطه زناشویی اشاره کنم،‌ اولاً جوانان در شروع زندگی باید خیلی به این مسئله توجه داشته باشند که هر کدام به ابعاد مختلف زندگی چگونه نگاه می کنند و ثانیاً دقت کنند که اگر از لحاظ نیاز جنسی در یک وضعیت حاد قرار دارند، این وضعیت جنسی کورشان نکند؛ چراکه وقتی به زیر یک سقف رفتند، کم کم نیازهای دیگری هم شکل می گیرد؛ مثل اینکه با چه کسی رفت و آمد کنیم، فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم و ... و آن ها در طول زندگی با مسایلی از این قبیل هم مواجه خواهند شد.
ضمنا دخترها و پسرها باید شناخت غیر مستقیم از یکدیگر داشته باشند و بهتر است در موقع همسرگزینی به صورت غیرمستقیم فکر همدیگر را کشف کنند؛ چرا که همه ارتباطات اجتماعی افراد از طریق فکر صورت می گیرد و این مسایل باید در شروع یک زندگی به مراتب بیشتر مورد نظر قرار گیرد.


شما چه نظری در خصوص ازدواج های اینترنتی دارید و این سبک همسرگزینی چه آسیب هایی را به همراه خواهد داشت؟

در عصر حاضر با یکسری تحولات تکنولوژیکی مواجه هستیم که این تحولات در حوزه فرهنگی و روابط اجتماعی تاثیرات خودشان را در جوامع گذاشته اند، یکی از مهم ترین این دستاوردها ارتباطات اینترنتی است که در ۱۵ ساله اخیر در جامعه ما جای پیدا کرده و رو به گسترش است. اکثر افراد اینترنت را به عنوان فضای مجازی می شناسند و دنیای مجازی با دنیای واقعی فرق دارد؛‌ چراکه‌ وقتی دو نفر رو در رو با یکدیگر صحبت می کنند، بیشتر تحت تاثیر عواطف، احساسات و گفتمان یکدیگر قرار می گیرند ولی وقتی ارتباطات به فضای مجازی انتقال پیدا کند، قطعا میزان کیفیت ارتباطات عاطفی و احساسی کاهش می یابد.
درست است که دنیای مجازی امکانات زیادی را در اختیار بشر قرار می دهد؛ اما مسئله اینجاست که آیا این دنیای مجازی برای انتخاب همسر مفید است؟ به نظر من انتخاب همسر از طریق دنیای مجازی، امر مطلوبی در مجموعه خویش به شمار نمی آید. 
ببینید در ازدواج زن و مرد تصمیم می گیرند که شروع خوبی داشته باشند و اگر اینترنت یا دنیای مجازی تنها وظیفه معرفی را داشته باشند،‌ امر بدی نیست؛ اما اگر همه مبنای آشنایی تا مرحله ازدواج از طریق اینترنت صورت گیرد،‌ کار درستی نخواهد بود! تداوم زندگی مسئله بسیار مهمی است، در تداوم این زندگی افراد تمایل دارند که صاحب فرزند شوند، زن و شوهر باید بیشترین نزدیکی عاطفی را به یکدیگر داشته باشند و توجه به گذشت و ایثار در زندگی زناشویی امر مهمی است و  وقتی زندگی زناشویی واجب به یک چنین شرایطی است باید افراد شریک زندگی خود را در محیط هایی دیگر غیر از فضای مجازی بشناسند، محیط هایی مثل محل کار،‌ دانشگاه، محل زندگی،‌شبکه خویشاوندی تا افراد بتوانند رفتارهای یکدیگر ار تحت نظر داشته و با رفتار و نحوه تفکر طرف مقابل آشنا شوند.
پس انتخاب همسر خرید خانه نیست که از طریق فضای مجازی صورت گیرد؛ در فضای مجازی برخی افراد روی صورتشان نقاب می زنند و ممکن است جوانان پس از ازدواج و کنار رفتن نقاب با شخصیت دیگری مواجه شوند و من تاکید می کنم کشف شخصیت افراد جز با تداوم روابط اجتماعی رو در رو حاصل نمی شود.


مهمترین عامل در تدام زندگی زناشویی از نگاه شما چیست؟

 


آقای دکتر در پایان اگر صحبت و توصیه ای برای دختران و پسران در شرف ازدواج دارید،‌ بفرمایید؟

ببینید، ما انسان ها زن و مرد نیاز داریم با هم زندگی کنیم و این را تاریخ و جوامع مختلف نشان می دهد، به لحاظ دینی هم آیه صریحی داریم که خداوند متعال می فرماید من برای آرامش روحی شما زوجی را آفریده ام که در کنار هم باشید، لذا همه اینها مفهومش این است که آدم هایی که طبیعی هستند به لحاظ روانی و جسمی یکی از نیازهای اولیه شان بعد از سن بلوغ بودن ازدواج با غیر همجنس و تشکیل خانواده است.
تشکیل خانواده نیز یکسری امتیازاتی دارد؛ چراکه انسان ها با تشکیل خانواده ی مناسب از آرامش روانی برخوردار می شوند و این آرامش روانی به آنها امکان پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیشتری می دهد. منتهی امروزه از این نیاز طبیعی، مثل هر نیاز طبیعی و عاطفی دیگری به نوعی سوء استفاده شده است و می توانم بگویم که انسان خودش آمده به دست خودش این رابطه مناسب را پیچیده، مالی، ابزاری و کالایی کرده است. جهیزیه یک بخش از کالاست و مسکن و نوع مسکن یک بخش دیگر است.
 این وضعیت در دنیای تولید و سرمایه داری تشدید شده و ما در جامعه خودمان آمده ایم یکسری سنتهای خوبی را که در گذشته بوده مثل جهیزیه بردن و مسکن داشتن را پیچیده کرده ایم. اصلا چه اشکالی دارد که یک زن و شوهر زندگی خود را با یک اتاق شروع کنند، خود من هم زندگیم را با یک اتاق شروع کردم و خوشبخت هم شدم.
اینکه امروزه زن متوقع می شود که حتما مرد باید آپارتمانی فلان متری تهیه کند یا مرد از زن توقع دارد جهیزیه ای تمام و کمال به خانه اش بیاورد؛ در واقع به شانس پیشرفت و دریافت آرامش آنها لطمه می زند. یکی از بهترین کارهایی که باید در جامعه ما صورت بگیرد و بایستی در فکر جوانان و پدرو مادران آنها وارد شود ساده زیستی در زندگی زناشویی و به خصوص شروع آن است.
 ببنید هر جامعه ای 20 درصد جمعیت مرفه دارد که همه چیز دارند و 80 درصد جامعه، طبقه غیر مرفه، متوسط و زیر متوسط هستند و اگر قرار باشد طبقات 80 درصدی دائما چشمشان به زندگی طبقات 20 درصدی باشد هیچ وقت رنگ آرامش را نخواهند دید. همیشه دچار شکست روانی می شوند و تبعاتی که این موضوع برایشان به ارمغان می آورد، بسیار زیاد است. انسان بایستی از آن جایگاهی که در جامعه به دست آورده بیشترین استفاده را برده و از زندگی با همسرش لذت ببرد. امام خمینی (ره) می فرمایند که در مادیات به پایین دستی ها و در معنویات به بالادستی ها نگاه کنید، معنویات چیزی است که در مغز، روان، حالات و احساسات ماست و هر چقدر جلو برویم باز به آن نیاز داریم و لذت بیشتری می بریم ولی در مادیات اتفاقا برعکس است هر چقدر به بالاتر رویم امکان دسترسی برایت وجود ندارد و چون امکان دسترسی نیست دچار ناکامی می شوی و این ناکامی افسردگی و شکست را برایت به ارمغان می آورد.
من به جوان های ایرانی توصیه می کنم که ساده زیستی و حداقل زیستی را در زندگی هایشان ترویج دهند. متاسفانه جوانان ما در این زمینه مقداری نسبت به جوان های حتی جامعه صنعتی عقب ترند. یعنی از آنچه که دارند لذت نمی برند و دنبال چیز بیشتری هستند. چه اشکالی دارد که جوانان شروع زندگیشان را در یک اتاق 3 در 4 شروع کنند و خود این لذت زندگی، امکان پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را برای آن ها فراهم می کند.

من معتقدم زن و مرد در آشنایی با یکدیگر بایستی به هم فکری در حوزه فرهنگی و اجتماعی و ... توجه کنند و پس از آن در طول زندگی تلاش در حفظ آن داشته باشند؛ چراکه آدم ها موجوداتی تغییر پذیرند و مسایل مختلف آن ها را تغییر خواهد داد. پس بایستی زن و شوهر پس از مرحله همسرگزینی به این نکته توجه داشته باشند که در طول زندگی زناشویی فاصله های فکری، توسط عوامل مختلف برایشان ایجاد نشود.
ببینید تفاهم میان زن و مرد در زندگی زناشویی بستگی به عوامل مختلفی دارد. یکی از مهمترین عوامل این است که زن و مرد بتوانند نقش های خود را در مقابل هم به خوبی ایفا کنند، نقش نان آوری، نقش کدبانوگری، نقش خانه داری، نقش تربیت فرزند و چیزهای دیگر. یک مقدار از این وظایف در قانون مدنی تعریف شده و بقیه نیز در عرف و شرع مشخص شده است. ایفای درست این نقش ها به این بر می گردد که زن و مردی که در آستانه ازدواج قرار دارند تا چه حدی با این نقش ها آشنایی دارند و این نقش را علاوه بر آشنایی پذیرفته اند و تا چه حدی امکانات آنها اجازه می دهد این نقش ها را ایفا کنند. ما در حال حاضر با کمبود این موارد در حوزه آموزش و امکانات مادیمان مواجه هستیم. فقط می گوییم زنانمان مثل حضرت زهرا(س) باشند و مردانمان مثل حضرت علی(ع). در حالی که اینگونه در ابهام صحبت کردن مشکل خانواده های ما را حل نمی کند. ما باید این الگوها را به شکل بهتری برای زنان و مردانمان تعریف کنیم. گذشت و فداکاری از سوی زوجین امر مطلوبی است که به عشق میان زن و شوهر کمک می کند، اما این دائمی نمی تواند باشد بلکه بایستی در کنار حداقل هایی که افراد دارند به آن میزان هم از یکدیگر ایثار و ازخودگذشتگی نشان دهند.

 


ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دارید.


*گفتگو از زهرا کریمی


٠١:٢١ - پنج شنبه ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٣    /    عدد : ٣٦٧٠٠٢    /    تعداد نمایش : ٢٤٥٣


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





 

آمار بازدید
 بازدید امروز : 337
 کل بازدید : 1514037